جدیدترین و بهترین مطالب
جدیدترین آهنگ های کردی

Tasms.ir

طنز بغبغو آی بغبغو آی بغبغو

پست شماره 2406
20:9 , چهارشنبه 14 مرداد 1394

در مذمت  استفاده بی رویه و غیر منظقی از تلفن همراه و شبکه های اجتماعی آنلاین.

عمر خود را پای بازی باختیم/ زندگی های مجازی ساختیم
گرچه از گوشی شدیدا خسته ایم/ ما به نت آلاتمان وابسته ایم
زندگی مان را مجازی زیستیم/ در حقیقت هیچ چیزی نیستیم
چت نمودم در ترافیکِ شدید/ تا ترافیکِ نت من ته کشید

 

توجه : تمام حقوق مطالب محفوظ می باشد.

شعر طنز شربازی

پست شماره 2368
16:22 , شنبه 10 مرداد 1394

خوشا روزی که من پنج ساله بودم
درون کوچه ها آواره بودم
چرا مادر مرا بیست ساله کردی
میان پادگان آواره کردی

توجه : تمام حقوق مطالب محفوظ می باشد.

ز دست "لاین" و "وایبر" هر دو فریاد!

پست شماره 2367
10:17 , شنبه 10 مرداد 1394

ز دست "لاین" و "وایبر" هر دو فریاد!
که ما را بد رقم کردند معتاد!
امان از "واتساپ" و "بی تالک" و "تانگو"
"اینستاگرام" که دیگر کرده بیداد.

توجه : تمام حقوق مطالب محفوظ می باشد.

شعری خنده دارکه دخترا نخونند بهتره

شعری خنده دارکه دخترا نخونند بهتره

پست شماره 1320
17:45 , پنجشنبه 02 بهمن 1393

شعر طنزی گفته ام خیلی قشنگ                 نقد کن اما بدون فحـش و جنـگ

دختری با مادرش در رختخــــــواب                      درد و دل میکرد با چشمی پر آب

گفت مادر! حالم اصلا خوب نیست                        زندگی از بهر من مطلوب نیست
 
گو چه خاکی را بریزم بر سرم                          روی دستت باد کــردم مادرم

 

 

سن من از 26 افزون شده                                  قلب من آتش گرفته خون شده

هیچکس مجنون این لیلا نشد                           شوهری از بهر من پیدا نشد


غم میان سینه شد انباشته                             بوی ترشی خانه را برداشته
 
مادرش چون حرف دختر را شنفت                    خنده بر لب آمدش آهسته گفت:
 

دختـرم بخت تو هم وا میشود                           غنچه ی عشقت شکوفا می شود

غصه ها را از وجودت دور کن                            این همه شوهـر یکی را تور کن
  

گفت
دختر:‌ مادر محبوب من‼                            ای رفیق مهـربان و خوب من

گفتـه ام با دوستـانم بارهـا                               من بدم می آید از این کار ها


در خیابان یا میان کــوچه ها                              سر به زیرم با وقارم هر کجا

کی نگاهی میکنم بر یک پسر                           مغز یابو خورده ام یا مغز خر؟؟

غیر از آن روزی که گشتم همسفر                     با سعید و یاسر و داود خطـر

با سه تاشون رفته بودیم سینما                        بگـذریم از باقی این ماجـرا

یک سری هم صحبت یاسر شدم                       او خرم کرد آخرش عاشق شدم


یک دو ماهی یار من بود و پرید                          قلب من از عشق او خیری ندید

مصطفای حاج قلی اصغر شله                           یه زمانی عاشق من شد بله  
 
بعد هوتن یار من فرهــاد بود                             البته وسواسی و حساس بود


بعداز این وسواسی پر ادعا                               شد رفیقم خان داداش المیرا

یعد اون من عاشق مانی شدم                          بعد مانی عاشق هانی شدم  

بعد هانی عاشق نادر شـــدم                            بعد نادر عاشق ناصــر شدم

مادرش آمــــد میان حــرف او                            گفت: ساکت شو دیگه بی چشم و رو!

گرچه من هم در زمان
دختری                            روز و شب بودم به فکر شوهری

لیک جز آنکه تو را باشــد پدر                             دل نمی دادم به هر کس این قدر

خاک عالم برسرت خیلی بدی                         واقعا که پوز مادر را زدی (-̮̮̃-̃)

توجه : تمام حقوق مطالب محفوظ می باشد.

 شعر اتل متل توتوله + شعر طنز

شعر اتل متل توتوله + شعر طنز

پست شماره 1311
20:4 , شنبه 27 دي 1393

 

اتل متل توتوله

این پسره سوسوله

.

موهاش همیشه سیخه

نگاش همیشه میخه

.


چت میکنه همیشه

بی مخ زدن؟نمیشه

.

پول از خودش نداره

باباش رو قال میذاره

.

دی اند جیشو میپوشه

میشینه بعد یه گوشه

.

زنگ میزنه به دافش

میبنده هی به نافش

.

که من دوست میدارم

تاج سرم میذارم

.

صورت رو کردی میک آپ

بیا بریم کافی شاپ

.

تو کافی شاپ،می خنده

همش خالی میبنده

.

بهم میگن خدایی!

چقدر بابا بلائی!

.

همه رو من حریفم

میذارم توی کیفم

.

هزارتا داف فدامن

منتظر یه نامن

.

ولی تویی نگارم

برات برنامه دارم

.

اگه مشکل نداری

میام به خواستگاری!

icon_neutral.gificon_e_biggrin.gificon_neutral.gif

توجه : تمام حقوق مطالب محفوظ می باشد.

 شعر طنز جدید رستم و سهراب + شعر طنز

شعر طنز جدید رستم و سهراب + شعر طنز

پست شماره 1310
19:58 , شنبه 27 دي 1393

 

" ﮔﯿﺮ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﺳﻬﺮﺍﺏ: "

 

* ﭼﻨﯿﻦ ﮔﻔﺖ؛ ﺭﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﯾﻞ *

 

* ﮐﻪ ﻣﻦ ﺁﺑﺮﻭ ﺩﺍﺭﻡ، ﺍﻧﺪﺭ ﻣﺤﻞ *

 

* ﻣﮑﻦ ﺗﯿﺰ ﻭ ﻧﺎﺯﮎ 2 ﺍﺑﺮﻭﯼ ﺧﻮﺩ *

 

* ﺩﮔﺮ ﺳﯿﺦ ﺳﯿﺨﯽ ﻣﮑﻦ، ﻣﻮﯼ ﺧﻮﺩ *

 

* ﺷﺪﯼ ﺩﺭ ﺷﺐ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮔﺮﻡ ﭼﺖ *

 

* ﺑﺮﻭ ﮔﻤﺸﻮ ﺍﯼ ﺧﺎﮎ ﺑﺮ ﺳﺮﺕ *

 

* اس ام اس ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻧﺖ ﺑﺲ ﻧﺒﻮﺩ *

 

* ﮐﻪ ﺍﯾﻤﯿﻞ ﻭ ﭼﺖ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﻭ ﻧﻤﻮﺩ *

 

* ﺭﻫﺎ ﮐﻦ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺖ ﺍﻓﺮﺍﺳﯿﺎﺏ *

 

* ﮐﻪ ﻣﺎﻣﺶ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ ﮐﺒﺎﺏ *

 

* ﺍﮔﺮ ﺳﺮﺑﻪ ﺳﺮ ﺗﻦ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﻫﯿﻢ *

 

* ﺩﺭﯾﻐﺎ ﭘﺴﺮ، ﺩﺳﺖ ﺩﺷﻤﻦ ﺩﻫﯿﻢ *

 

* ﭼﻮ ﺷﻮﻫﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﮐﯿﻤﯿﺎﺳﺖ *

 

* ﺯ ﺗﻮﺭﺍﻧﯿﺎﻥ ﺯﻥ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺧﻄﺎﺳﺖ *

 

* ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻣﮑﻦ ﺿﺎﯾﻊ ﺍﺯ ﺑﻬﺮ ﺍﻭ *

 

* ﺑﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺑﺠﻮ *

 

* ﺩﺭﯾﻦ 8 ﺗﺮﻡ، ﺍﯼ ﯾﻞ ﺑﺎﮐﻼﺱ *

 

* ﻓﻘﻂ 8 ﻭﺍﺣﺪ ﻧﻤﻮﺩﯼ ﺗﻮ ﭘﺎﺱ *

 

* ﺗﻮ ﮐﺰ ﺩﺭﺱ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ ﺑﺪﯼ *

 

* ﭼﺮﺍ ﺭﺷﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﭘﺰﺷﮑﯽ ﺯﺩﯼ *

 

* ﻣﻦ ﺍﺯ ﮔﻮﺭ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﭘﻮﻝ ﺁﻭﺭﻡ *

 

* ﮐﻪ ﻫﺮ ﺗﺮﻡ، ﺷﻬﺮﯾﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﻫﻢ *

 

* ﻣﻦ ﺍﺯ ﭘﻬﻠﻮﺍﻧﺎﻥ ﭘﯿﺸﻢ ﭘﺴﺮ *

 

* ﻧﺪﺍﺭﻡ به جز ﮔﺮﺯ ﻭ ﺗﯿﻎ ﻭ ﺳﭙﺮ *

 

* ﭼﻮ ﺍﻣﺮﻭﺯﯾﺎﻥ، ﻭﺿﻊ ﻣﻦ ﺗﻮﭖ ﻧﯿﺴﺖ *

 

* ﺑﻮد ﺩﺧﻞ ﻣﻦ 17 ﻭ ﺧﺮﺝ 20 *

 

* ﺑﻪ ﻗﺒﺾ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺖ ﻧﮕﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ *

 

* ﭘﺪﺭ ﺟﺪ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﯼ *

 

* ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺑﺮﻡ، ﺑﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﺭﺧﺶ ﺧﻮﯾﺶ *

 

* ﺗﻮ ﭘﻮﻝ ﻣﺮﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ ﭘﺎﯼ ﺩﯾﺶ *

 

* ﻣﻘﺼﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺗﻬﻤﯿﻨﻪ ﺑﻮﺩ *

 

* ﮐﻪ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻟﻮﺳﺖ ﻧﻤﻮﺩ

توجه : تمام حقوق مطالب محفوظ می باشد.

شعر بامزه و طنز کلاغ عاشق

شعر بامزه و طنز کلاغ عاشق

پست شماره 1302
13:47 , چهارشنبه 24 دي 1393

 یه روزی آقـــای کـــلاغ،
یا به قول بعضیا جناب زاغ

رو دوچرخه پا می‌زد،
رد شدش از دم باغ

پای یک درخت رسید،
صدای خوبی شنید

نگاهی کرد به بالا،
صاحب صدا رو دید

یه قناری بود قشنگ،
بال و پر، پر آب و رنگ

وقتی جیک جیکو می‌کرد،
آب می‌کردش دل سنگ

قلب زاغ تکونی خورد،
قناری عقلشو برد

توی فکر قناری،
تا دو روز غذا نخورد

روز سوم کلاغه،
رفتش پیش قناری

گفتش عزیزم سلام،
اومدم خواستگاری!

نگاهی کرد قناری،
بالا و پایین، راست و چپ

پوزخندی زد به کلاغ،
گفتش که عجب! عجب

منقار من قلمی،
منقار تو بیست وجب

واسه چی زنت بشم؟
مغز من نکرده تب

کلاغه دلش شیکست،
ولی دید یه راهی هست

برای سفر به شهر،
بار و بندیلش رو بست

یه مدت از کلاغه،
هیچ کجا خبر نبود

وقتی برگشت به خونه،
از نوکش اثر نبود

داده بود عمل کنن،
منقار درازشو

فکر کرد این بار می‌خره،
قناریه نازشو

باز کلاغ دلش شیکست،
نگاه کرد به سر و دست

آره خب، سیاه بودش!
اینجوری بوده و هست

دوباره یه فکری کرد،
رنگ مو تهیه کرد

خودشو از سر تا پا،
رفت و کردش زرد زرد

رفتش و گفت: قناری!
اومدم خواستگاری

شدم عینهو خودت،
بگو که دوسم داری

اخمای قناریه،
دوباره رفتش تو هم!

کله‌مو نگاه بکن،
گیسوهام پر پیچ و خم

موهای روی سرت،
وای که هست خیلی کم

فردا روزی تاس می‌شی!
زندگی‌مون میشه غم

کلاغ رفتش به خونه
نگاه کرد به آیینه

نکنه خدا جونم!
سرنوشت من اینه؟!

ولی نا امید نشد،
رفت تو فکر کلاگیس

گذاشت اونو رو سرش،
تفی کرد با دو تا لیس

کلاه گیسه چسبیدش،
خیلی محکم و تمیز

روی کله‌ی کلاغ،
نمی‌خورد حتی یه لیز

نگاه که خوب می‌کنم،
می‌بینم گردنتو

یه جورایی درازه،
نمی‌شم من زن تو

کلاغه رفتشو من،
نمی‌دونم چی جوری

وقتی اومدش ولی،
گردنش بود اینجوری

خجالت نمی‌کشی؟
با اون گوشتای شیکم!؟

دوست دارم شوهر من،
باشه پیمناست دست کم!

دیگه از فردا کلاغ،
حسابی رفت تو رژیم

می‌کردش بدنسازی،
بارفیکس و دمبل و سیم

بعدش هم می‌رفت تو پارک،
می‌دویید راهای دور

آره این کلاغ ما،‌
خیلی خیلی بود صبور

واسه ریختن عرق،
می‌کردش طناب‌بازی

ولی از روند کار،
نبودش خیلی راضی

پا شدو رفتش به شهر،
دنبال دکتر خوب

دو هفته بستری شد،
که بشه یه تیکه چوب

قرصای جور و واجور،
رژیمای رنگارنگ

تمرینهای ورزشی،
لباسای کیپ تنگ

آخرش اومد رو فرم،
هیکل و وزن کلاغ

با هزار تا آرزو،
اومدش به سمت باغ

وقتی از دور میومد،
شنیدش صدای ساز

تنبک و تنبور و دف،
شادی و رقص و آواز

دل زاغه هری ریخت!
نکنه قناریه؟

شایدم عروسی
بازای شکاریه!

دیدش ای وای قناری،
پوشیده رخت عروس

یعنی دامادش کیه؟
طاووسه یا که خروس؟

هی کی هست لابد تو تیپ،
حرف اولو می‌زنه!

توی هیکل و صورت،
صد برابر منه

کلاغه رفتشو دید،
شوهر قناری رو

شوکه شد، نمی‌دونست،
چیز اصل کاری رو!

می‌دونین مشکل کار،
از همون اول چی بود؟

کلاغه دوچرخه داشت،‌
صاحب بی ام و نبود

توجه : تمام حقوق مطالب محفوظ می باشد.